کلیشه جنسیتی چیست؟!
کلیشه جنسیتی چیست؟!

کلیشه جنسیتی چیست؟!

ما در کلون قصد داریم از ماهیت کلیشه های جنسیتی با شما حرف بزنیم و هر بار یکی از آنها را بررسی و رد کنیم. بخوانیدمان...

معرفی کتاب «جنس دوم»

معرفی کتاب «جنس دوم»

کتاب جنس دوم مشهورترین اثر «سیمون دوبوار» است که اولین بار در 1949 منتشر شد. این کتاب دو جلدی به مساله تاریخی، اجتماعی، فلسفی و روانی پدیده زنانگی می پردازد.

کلیشه جنسیتی چیست؟!

کلیشه یا تفکر قالب به یک ذهنیت از قبل تعیین شده در افکارِ جمعیِ گروه های مختلف جامعه گفته می شود. کلیشه ها ویژگی های خاصی را به تمام اعضای گروه خود نسبت می دهند و مانع از قضاوت های صحیح می شوند. افراد بر پایه اطلاعات ناچیز با تفکر کلیشه ای (برگرفته از جامعه یا رسانه) پیش داوری می کنند. در واقع کلیشه های جنسیتی مجموعه ای از باورهای مشترک فرهنگی درباره رفتار، صفات و ویژگی های زنان یا مردان است.

 

کلیشه جنسیتی ، زنان ، مردان ، کلیشه های جنسیتی ، کلیشه سربازی ، فرهنگ ، کلیشه

 

برای روشن شدن موضوع خوب است یک مثال بسیار مشهور در این زمینه را یادآوری کنیم: «پسری همراه پدرش در جاده تصادف می کند. وقتی او را به بیمارستان می رسانند، رئیس بیمارستان بالای سرش می آید و متوجه می شود که مصدوم پسر خودش است!». به نظر شما چه اتفاقی افتاده؟! پسر که با پدرش در جاده تصادف کرده بود. این یک شوخی نیست. معما هم نیست. ذهن شما احتمالا نقش رئیس بیمارستان را یک نقش کاملا مردانه می داند و نمی تواند تصور کند که آن رئیس بیمارستان مادر پسر بوده است. این یک کلیشه جنسیتی است که مانع قضاوت درست شما شده است.

آیا کلیشه ها واقعیت دارند؟!

مردان و زنان از نظر کارکرد مغز، فیزیک و موقعیت های روانشناختی متفاوت هستند. اگر تفاوت واقعی یک تفاوت مربوط به این گزینه ها باشد، هیچ مشکلی در کار نیست، اما گاه این فرهنگ است که تفاوت را غلط معنی می کند. در همه جوامع و با هر میزان از پیشرفت فرهنگی، کلیشه های جنسیتی وجود دارند. می گویند مردان در زمان عصبانیت پرخاشگری بیشتری می توانند نشان دهند؛ این یک کلیشه صحیح است؛ چون علم پزشکی آن را به اثبات رسانده است. اما زمانی که می گویند زنان کم هوش تر از مردان هستند، ما با یک کلیشه جنسیتی غلط رو به رو هستیم که علم آن را به طور کل مردود می داند. تفاوت های جنسیتی ممکن است به وسیله عوامل محیطی، زیست شناختی و تعاملی ایجاد شوند. اما یک حقیقت در این زمینه وجود دارد: به دست آوردن اطلاعات بیشتر درباره یک فرد باعث می شود که جنسیت او تاثیر کمتری در برخورد ما با او داشته باشد. بنابراین تفاوت فردی تنها چیزی است که در برابر تفاوت جنسیتی قرار می گیرد. اگرچه تفاوت هایی میان زن و مرد وجود دارد، اما آنچه اهمیت دارد، شباهت هاست. حتی درباره آن رفتار پرخاشگرانه هم تفاوت جنسیتی آن قدر زیاد نیست!

با کلیشه های جنسیتی چه کنیم؟!

برای کم کردن بار کلیشه های جنسیتی تنها چیزی که لازم است فرهنگ سازی است. این فرهنگ سازی باید در سطح کلان (توسط دولت ها و حاکمیت ها) انجام شود؛ اما تاثیر آموزش های دوران مدرسه و رسانه های مختلف هم در این زمینه بسیار مهم است. در بازتولید کلیشه ها این رسانه ها هستند که نقش بسیار پر رنگی ایفا کرده اند. تبلیغات شوینده ها همیشه به عهده زنان است و برای تبلیغ یک لاستیک هیچ وقت ماشین یک زن پنچر نمی شود! گرچه عبور از کلیشه ها مستلزم زمان است و برنامه مدون می خواهد، اما به نظر می رسد که بهترین کمک من و شما برای از بین بردن این کلیشه های جنسیتی، شروع از درون خودمان است.

بررسی و رد یک کلیشه جنسیتی

یک کلیشه جنسیتی در ایران به صورت مشترک و با مفهومی متفاوت درباره زنان و مردان وجود دارد: «کلیشه خدمت سربازی»!

کلیشه سربازی برای مردان می گوید: «سربازی رفتن از تو مرد می سازه!»، «برو سربازی مرد می شی!»، «سربازی رفتن بزرگت می کنه!».

آیا «مرد شدن» یک فرآیند اکتسابی است؟! این جملات چه معنایی دارند؟! یک شخص رشد کافی نداشته است و در سربازی رشد خواهد کرد؟! کوته فکر است؟! بالغ نشده است؟! بی قابلیت است؟! اساسا اگر مرد شدن را به معنی رشد فکری بگیریم، سربازی رفتن تنها چیزی است که به این رشد فکری کمک می کند؟! یعنی می توان نتیجه گرفت که به طور مثال یک فرد معلول که از نظر جسمی توان حضور در دوره خدمت سربازی را ندارد، فردی بی قابلیت، رشدنیافته و کوته فکر است؟! به یاد داشته باشید که رفتن و حضور به خدمت سربازی کار پیچیده ای نیست. خدمت فرآیندی شبیه به تحصیل است و یکی از مراحل زندگی انسان معاصر در جامعه محسوب می شود. افراد در خدمت سربازی برای دوره های متفاوت آموزش می بینند؛ یادمان هم نمی رود که سربازی هم مثل هر دوره دیگر سختی های خاص خودش را دارد، اما حضور یا عدم حضور در این دوره نشان دهنده عظمت یک انسان نیست.

کلیشه سربازی برای زنان می گوید: «هروقت زن ها رفتن سربازی بعد بیان بگن...!»، «زن ها اگر حقی در مورد مسائل اجتماعی می خوان بیان برن سربازی اول...!» و ...

در نظر داشته باشید که پیش فرض این جملات به طور کل غلط است. وقتی می گوییم: «اگر زن ها سربازی می رفتند...»، مهم ترین گزارۀ حذف شده، مساله انتخاب است. آیا زنان برای حضور در خدمت سربازی حق انتخاب داشته اند؟! چه بسا زنانی که به یادگیری فنون نظامی و حضور در عرصه های آن علاقمند هستند، اما امکان بروز آن را نداشته اند. چراکه در کشور ما یک قانون وجود دارد: سربازی در ایران برای مردان اجباری است و برای زنان وجود ندارد. با این حال اگر سربازی را در اینجا به معنی کار نظامی در نظر بگیریم، زنانی در ایران هنوز با تمام محدودیت های موجود، در نیروهای نظامی مشغول خدمت هستند. به همین خاطر است که محدودیت حضور زنان در سربازی، پیش فرض جملات را خط می زند.

از طرفی زنان در برهه های متفاوت اثبات کرده اند که در این زمینه قابلیت هایی برابر با مردان دارند. زمان جنگ هشت ساله ایران با عراق، زنان بسیاری در عرصه های مختلف جنگ شرکت داشتند. در ابتدای جنگ شهری، زنان در خرمشهر، سوسنگرد و بسیاری از شهرهای دیگر اسلحه به دست در نبردهای تن به تن شهری به صورت نیروهای داوطلب مردمی شرکت کردند. بسیاری از آنان زخمی و جانباز، بسیاری کشته و شهید و بسیاری هم به اسارت درآمدند. در سال های پس از آن هم زنان به صورت نیروهای امدادی (پزشک، پرستار، امدادگر عمومی، آشپز، خدماتی، تدارکات و...) در خطوط جبهه ها (و نه در پشت جبهه) حضور داشتند. به آمارها دقت کرده اید؟! به نقل از پایگاه خبری بنیاد شهید و امور ایثارگران: «از میان فهرست شهدای جنگ تحمیلی تعداد ۶ هزار و ۴۲۸ نفر شهید زن در طول سال های دفاع مقدس ثبت شده است. بیش از 500 نفر این افراد از میان رزمندگان بودند. تعداد کل جانبازان زن ۵ هزار و ۷۳۵ نفر است و 171 اسیر زن در طول جنگ هشت ساله ثبت شده است. همچنین در طول ۸ سال دفاع مقدس ۲۲ هزار 808 امدادگر و ۲ هزار و 276 پزشک زن به جبهه ها اعزام شدند...». این آمار فقط درباره نقش مستقیم زنان در جنگ و دفاع از کشور است و به حضور غیر مستقیم زنان اشاره ای ندارد.

پسندیدم 17

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

باسلام و احترام. من یک معلم بازنشسته هستم که هنوز تدریس می کنم. نویسنده مقاله کلیشه های جنسیتی چیست را می خواستم بدانم کی هست؟ من برای بچه های کلاسم هر روز آن را می خوانم. خیلی مفید است. باتشکر از پاسخ شما احمدیان

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

سلام مجموعه کلون از پیام حضرت عالی بسیار خرسند شده است. مطلب مربوط به کلیشه جنسیتی توسط مهسا نیکدل نوشته شده است. در صورت تمایل به ارتباط مستقیم می توانید از طریق شماره های تماس داخل وبسایت ارتباط برقرار کنید. با سپاس از شما ایمان مخلصی

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

آقای مخلصی، من هم خیلی خوشحال شدم که دیدم یک جایی بالاخره جواب ایمیل مرا داد. تا حالا پیش نیامده بود برایم. نمی دانم صبح چرا ایمیل زدم. راستش را اگر بگویم دوست داشتم اسم نویسنده را که گفتید پوزخند بزنم و بگویم بابا این که شاگرد خودم بوده است. چون اسم همه شاگردام را یادم است. اما حالا که بخت یارم نبود، لطفا داستانم را بدهید خانم مهسا بخوانند.من حدود ۴۰ سال است معلم هستم و ۳۲ سال است که پدر هم می باشم. در این سال ها که ریاضیات و گسسته درس می دادم، همیشه فکر می کردم پدر خوبی برای دخترم بوده ام و برای شاگردهایم. یک روز به شاگردم که یک دختر است گفتم: دختر که بلند نمی خندد. فردا او این مقاله را که چاپ کرده بود به من نشان داد و من عصبانی شدم. چند روز بعد بین کاغذهایم خواندمش. بی اختیار به اتاق دخترم رفتم و پیشانی اش را بوسیدم و گفتم من نتوانستم پدر موثری باشم. من حتی نمی دانستم کلیشه جنسیتی چه چیزی است. از فردای آن روز تصمیم گرفتم سرکلاس هایم به تمام دختران و پسرانم یاد بدهم دنیا فقط آن چیزی نیست که ما در ریاضیات می خوانیم، بلکه یک مقاله می تواند من هفتاد ساله را درست مانند ناصرخسرو از خواب غفلت چهل ساله ام بیدار کند...

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

...شرمنده تمام دختران و پسرانی هستم که سر کلاس هایم بودند و من بلد نبودم انسان بودن را به دور از جنسیت به آنها نشان دهم. برای همین است که این صفحه را درگوشی ام گذاشته ام و برای همه شاگردانم می خوانم و آنها گاهی گریه شان می گیرد. من از نسلی هستم که فقط اعداد را قبول داشت. دخترم می خواست نقاش شود، من او را به اجبار مهندس کردم و الان فکر می کنیم که شاید او می توانست با نقاشی فردی را از خواب بیدارکند. اشک هایم سرازیر شده اند. نمی دانم شما و خانم نیکدل از کدام نسلید؟! اما من از روستایی سرد در کرمانشاه دستان شما و خانم نیکدل را می فشارم. امیدوارم شمایان راهنمای امثال من باشید و ایران یک روز ایرانی آرمانی بشود. خیلی تایپ کردن برای من سخت است و اگر غلط نوشته ام لطفا "خانمی کن" و ببخشای. میم.احمدیان

مهسا نیک دل پسندیدم 2

آقای احمدیان عزیز، پدر بزرگوار، آموزگار عزیز و ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران، سلام؛از اینکه مکاتبه با ما شما را خوشحال کرده، در پوست خودمان نمی گنجیم؛ چرا که ما در کلون فکر می کنیم هیچ چیز در دنیا با ارزش تر از تعامل و دوستی نیست و دوستی با شما دلمان را در این سرمای بهمن ماهی گرم کرده است. آقای احمدیان عزیز، در خوانش داستان شما لذتی بود که یک روز کاری همه ما را در کلون به لبخند، دل گرمی و عشق آمیخته کرد. راستش را بخواهید امروز فکر کردیم اگر تنها یک دختر هم از میان تمام دختران سرزمینمان مطلب ما را پرینت گرفته، به دست آموزگارش رسانده و چنین اثری گذاشته است، پس ما راهمان را درست انتخاب کرده ایم. حتی به لحظه ورود شما به اتاق دخترتان و آن لطافتِ نابِ رابطۀ پدر-دختری فکر کردیم و گوشه چشم هایمان را اشکی داغ پر کرد: هنوز هستند پدرانی که در هفتاد سالگی برای تغییر قدم بر می دارند... و اگر همه این ها درست باشد که هست، این جهان حتما به سمت آن آرمانی شدن که شما گفته اید، خواهد رفت.

مهسا نیک دل پسندیدم 2

. پرسیده اید ما از چه نسلی هستیم! ما درست از همان زمانه ای آمده ایم که دختر شما. از همان زمانه ای که عدد و هندسه در آن حرف اول را می زد. خود من از همان شاگردهایی بوده ام که به خاطر شعر نوشتن گوشه کتاب ریاضی از کلاس اخراج شدم؛ به خاطر تحصیل در رشته ادبیات فارسی جنگیده ام؛ از همان کسانی که پدرم هنوز جسارت ندارد شغلم را به دیگران بگوید (بین خودمان بماند که او به همه دوستانش می گوید: دخترم مهندس است...). ولی این ها را کنار بگذارید؛ شاید هیچ کدام از اعضای کلون شاگرد مستقیم شما نبوده اند، اما همین حالا هم این ما هستیم که از شما آموخته ایم: وقتی پیام آغشته به مهر شما، توانسته است رنگ روزگار کلون را این اندازه زیبا کند، ما باید –درست مانند شما- به پرورش این مهر در پیرامونمان کمک کنیم؛ و چه لذتی از این بالاتر؟! آقای احمدیان عزیز، از تصور این که شما، به عنوان یک پدر و بیشتر از آن به عنوان یک آموزگار، در وب سایت کلون قدم زده، دریچه «خانمی کن» را باز کرده اید و آن قدر از حضور در این دنیا لذت برده اید که در کلماتتان از آن استفاده کرده اید، ستاره های خوش رنگ امید تمام اطراف سرمان را پُر می کند. از امروز وزنِ گرمِ دستِ شما را درست مثل پرندۀ خوشبختی، روی دوشمان حس می کنیم و فراموش نمی کنیم که با شما پیمانی بسته ایم: از همیشه تا هنوز و تا بعد، «کلون» را در همین مسیر و با صلابت زنده نگه می داریم. با احترام، مهسا نیک دل

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

پرداختن به موضوع کلیشه جنسیتی کار بسیار خوب و تاثیرگذاریه، چون عموم انسان‌هایی که مناسباتشون رو براساس این کلیشه‌ها پیش می‌برن، هیچ اطلاعی در خصوص این موضوع ندارن و مطمئنا با مطلع شدن ازش تغییراتی رو تو رفتارهاشون ایجاد می‌کنن. البته ممکنه یه بخش کوچکی همچنان از استفاده این کلیشه‌ها لذت ببرن که بحثشون جداست، اما همونطور که گفتم دلیل فراگیری این موضوع در جامعه عدم اطلاع درباره اونه. به هرحال ممنون از شما که به این حوزه ورود کردید.

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

خیلی ممنون از اینکه نظرات خود را با ما در میان می گذارید و مطالب برای شما جذاب است. لطفا در وبسایت ثبت نام کنید و یا اپلیکیشن را نصب کنید تا نظراتتان با نام خود شما منتشر شود.

منو خانه وارد شوید ثبت نام