ما متهمیم
ما متهمیم

ما متهمیم

خشونت علیه زنان فقط مردانه نیست! بلکه زنان علیه زنان هم رفتار می کنند. زبان و ادبیات مردسالارانه علاوه بر مردان در ذهن خود زنان هم چنین رفتاری را نهادینه کرده است.

لوسیون چه کمکی به پوست می کند؟!

لوسیون چه کمکی به پوست می کند؟!

استفاده از لوسیون برای بدن و صورت بسیار کمک کننده است. اگر دوست دارید در این زمینه بیشتر بدانید، مطلب ما را بخوانید.

ما متهمیم

به زنان باید احترام گذاشت؛ زن بیشتر از اینکه دیوانه وار دوستش داشته باشیم، نیاز به احترام دارد. ما باید برای انسانیت و استقلالش احترام قائل شویم؛ وگرنه مردی که همسرش را مورد خشونت فیزیکی قرار می دهد هم ممکن است ادعا کند او را دیوانه وار دوست دارد. حتی فرد جنایتکاری که روی صورت زنی اسید می پاشد هم می گوید که دیوانه وار دوستش داشته است! لطفا به جای اینکه دیوانه وار زنان را دوست داشته باشیم، ابتدا برایشان احترام قائل باشیم؛ نه از سر دلسوزی و ترحم و نه از سر جوش دادن معامله ای در ازای آن، تنها برای رعایت حق زیستن و انتخاب کردن، در کنار ما مردان.

 

زن ، زنان ، مردان ، ما متهمیم ، خشونت علیه زنان ، زنان علیه زنان ، مردسالاری

 

وقتی زنی را می بینیم که در رانندگی عکس العمل آهسته نشان می دهد، به جای خنده و طعنه باید محترمانه و صبورانه برخورد کرد. متاسفانه انجام بعضی امور برای خانم ها نسبت به آقایان پیشینه تاریخی تازه تری دارد، پس روشن است که تعداد خانم های مسلط به رانندگی نسبت به آقایان کمتر باشد، اما این ابدا به معنای عدم استعداد خانم ها در این مقوله یا مقوله های مشابه نیست، فقط مثل هر مهارت دیگری نیاز به تمرین بیشتر دارد. در واقع مردانِ محترم و با اعتماد به نفس از توانمند شدن زن ها ابایی ندارند و چه بسا مسیر را برای آنان هموار می کنند تا زنان در کنار مردان رشد کنند. اما در مقابل هستند مردانی که چون از اعتماد به نفس کافی برخوردار نیستند، از هر فرصتی برای تخریب زنان استفاده می کنند. در حقیقت آن ها ناخودآگاه و گاهی هم خودآگاه باعث خشونت بیشتر می شوند، خشونت علیه زنان. خشونت علیه یک زن فقط به معنی کتک زدن و آزار فیزیکی او نیست. هر جایی که زن را اسیر عقده گشایی های کلامی کنیم یا انتخاب و اختیار را از او بگیریم، مصداق خشونت است.

درست است که ما در به وجود آمدن این نوع از خشونتِ فرهنگی مقصر نیستیم، اما ما در ثبات و ادامه حیات آن متهمیم؛ ما که در دوران کودکی و نوجوانی اعتماد به نفس دختران را کشتیم  و به آنها یاد دادیم تمام لذت ها برای پسران است و دخترها باید خودشان را پنهان کنند، بلند نخندند، بلند حرف نزنند، لباس با رنگ شاد نپوشند، دوچرخه سواری نکنند و ... . احساس خودبرترپنداری از ابتدای خلقت به ما مردان آموزش داده شده است و اکثریت ما از همان دوران کودکی از آن لذت برده و سواستفاده کرده ایم که همه ما را در مظان اتهام خشونت علیه زنان قرار می دهد. زمانی را در کودکی به یاد می آوریم که پدری شانه هایش را از مسئولیت مشارکت در خانه خالی می کرد و به ما می گفت پسرم بساط سفره را جمع کن و به مادرت کمک کن و آنگاه دلخور می شدیم و غرغرکنان می گفتیم: «من که دختر نیستم، اینا کار دختراست» و حتی در بازی های کودکانه سرخوشانه باد به غبغب می انداختیم و فریاد می زدیم: «پسرا شیرن مثل شمشیرن، دخترا موشن مثل خرگوشن»، همان زمان که بازی های ماجراجویانه برای ما ولی خاله بازی ها برای آنها بود.  

بله! ما متهمیم. زمانی که در انواع موقعیت های کاری، در کنار بانوان و در شرایطی که مسئولیت ها و تحصیلات مشترکی باهم داریمف می پذیریم که آنها حقوق کمتری به نسبت ما دریافت کنند، حتی اگر سرپرست خانواده هم باشند اما ما حق به جانبیم و گاهی به این حالت مفتخریم. به آنها گفتیم صلاحیت قاضی شدن را ندارید، چون احساسی تصمیم می گیرید. در حقیقت ما به این باور رسیده ایم که جنس برتر هستیم. چه در خانه که کار خانگی را زنانه دانسته ایم و چه در بیرون از خانه که تمام پست های مدیریتی را بین خود تقسیم کردیم. بله ما متهمیم.

در تاکسی و ماشین های عمومی رها نشسته ایم و کمترین جا را به زنان دادیم و شخصیت آنها را نادیده گرفته ایم و زیبایی زن را فقط و فقط در آرایش دیده ایم و با مردسالاری خود سعی کردیم زنانی را پرورش دهیم با مدل های مورد علاقه خودمان! جمع های زنانه را به تمسخر گرفتیم که خاله زنک هستند و در حال غیبت، در حالی که در جمع های خودمان، بدترین غیبت ها و تحقیرها و زیرآب زنی ها را داشتیم. بله ما متهمیم.

از زن خانه توقع می رود چون در خانه بوده نه خسته باشد، نه ناراحت و نه عصبی و بتواند خستگی، عصبانیت یا نارضایتی دیگر افراد خانواده را که بیرون خانه بودند با خدمات خود برطرف کند. بسیاری از زنان این نقش را انتخاب نکردند، بلکه بر اساس توقعی که از آنها به دلیل جنسیتشان وجود دارد این نقش به آنها تحمیل شده است. بسیاری از زنان در عین حال شاغل کماکان بار بیشتری از کار در خانه را به دوش می کشند و اگر مردی در خانه بخشی از کارهای خانه را بپذیرد آن را «کمک» می نامیم؛ و این خودش نشان دهنده این است که کار در خانه را وظیفه مرد نمی دانیم اما بهتر است بگوییم: «مشارکت» تا به سهم برابر این مسئولیت بین زوجین اشاره کرده باشیم. اینکه یک زنِ شاغل باید سهم بیشتری از نگرانیِ مسائل خانه و تربیت فرزند را داشته باشد یک مانع جدی در پیشرفت حرفه ای اوست. اگر مردی در کارهای خانه و تربیت فرزندان مشارکت فعال داشته باشد او را یک مرد خوب و استثنایی می نامیم و به همسرش می گوییم چه قدر خوشبخت است اما چنین صفاتی به زنانی که در کار خانه و هم بیرون از خانه مشارکت می کنند به ندرت داده می شود.

خشونت علیه زنان فقط مردانه نیست! بلکه زنان علیه زنان هم رفتار می کنند. زبان و ادبیات مردسالارانه علاوه بر مردان در ذهن خود زنان هم چنین رفتاری را نهادینه کرده است و در باورشان این همه خشونت های روزمره را از آداب و رسوم و فرهنگ می دانند. برای مثال همه ی ما برچسبِ «بزرگ خاندان» را زیاد شنیده ایم؛ این عبارت بدون اینکه جنسیتی را نشان دهد، برای همه ما به یاد آورنده یک مرد است. درست است! جامعه و قوانین هم این مفهوم جنسیت زده را کامل می کند؛ مثلا وقتی از قاضی یا مدیرعامل یا رییس بیمارستان و... صحبتی می شود، ناخودآگاه یک مرد در ذهن ما تداعی می شود. بله ما همه متهمیم که در طول ادوار و در همه جا زنان را سانسور کردیم و واژه ها بدون نشان دادن جنسیت، مفهوم برتری و چهره ی مردانه به خود گرفته اند. حتی ذهن مردسالار جامعه به این فکر نکرده یا نخواسته فکر کند که مثلا یک «چهره مردمی سال» می تواند مرد نباشد. بله ما متهمیم، متهمیم به کشتن اعتماد به نفس در زنان، متهمیم در خشونت علیه زنان و زنان علیه زنان.

 

فرزاد تقوی / فعال اجتماعی

 

پسندیدم 7

کاربر مهمان پسندیدم 0 | پاسخ

بسیارعالی بودپسندیدم

کاربر مهمان پسندیدم 0 | پاسخ

کاربر مهمان پسندیدم 0 | پاسخ

کاربر مهمان پسندیدم 0 | پاسخ

عالی بود مهندس فرزاد عزیز

کاربر مهمان پسندیدم 0 | پاسخ

من هر هفته به وبسایت کلون سر می زنم تا مقالات جدید شما را برای زنان بخوانم، خوشحالم که هنوز هستند مردمانی که برای بازگشت شان زن می نویسند.

کاربر مهمان پسندیدم 0 | پاسخ

👌👌👌فوق العاده بود

منو خانه وارد شوید ثبت نام