مجموعه عروس
مجموعه عروس

مجموعه عروس

انتخاب مجموعه عروس در آرایشگاه اینترنتی کلون شب رویاهایتان را با آرامش بیشتری همراه می کند. اهدای تجربه آرامش در بهترین روز زندگی یک عروس تخصص کلون است.

آمادگی قبل از مهمانی در مدت زمانی کمتر از سال نوری!

آمادگی قبل از مهمانی در مدت زمانی کمتر از سال نوری!

خاطرات خدمات زیبایی متعلق به شماست. شما که با ما همراه شده اید و تجربیاتتان را از کلون برایمان می نویسید. خاطره دنیز بیست و چهار ساله را بخوانید.

آرایشگر همراه عروس

آرایشگر همراه عروس

1,000,000 تومان

ثبت سفارش
پکیج عروس

پکیج عروس

3,000,000 تومان

ثبت سفارش
میکاپ و شینیون عروس

میکاپ و شینیون عروس

2,000,000 تومان

ثبت سفارش
همراهان عروس (ساقدوش)

همراهان عروس (ساقدوش)

700,000 تومان

ثبت سفارش

برای عروسی، کلون کنار شماست

عروسی و جشنش یکی از مهم ترین سنت های بشر است که حتی تصورش، دل آدم را آب می کند. اصلا کدام آدمی را می شناسید که بارها و بارها به خودش در جشن عروسی اش فکر نکرده باشد؟! کدام دختر را می شناسید که بارها و بارها خودش را در لباس های مختلف عروس تصور نکرده باشد؟! یا جلوی آینه به آرایش عروس فکر نکرده باشد؟! فکر می کنید چرا؟! چون عروس بودن در یک شب خاص، آن هم برای شروع یک زندگی رویایی، یعنی در کانون توجه همه بودن... انگار حق هر آدمی است که یک شب از عمرش را مرکز جهانِ اطرافش باشد.

 

با این همه برگزار کردن این جشن باشکوه، خیلی هم کار راحتی به نظر نمی رسد. هزار جور برنامه ریزی می خواهد. ده هزار جور خرید و اقدامات اولیه هم لازم دارد. حالا تصور کنید که برای همه این برنامه ریزی ها، برای اینکه شب رویایی شما درست شبیه آن چیزی شود که در ذهنتان داشته اید، آرایشگاه اینترنتی کلون آرام و با مهربانی نزدیکتان بیاید، دستش را روی شانه تان بگذارد و همه چیز را برایتان خوش رنگ کند... فکر می کنید نمی شود؟! پس شاید لازم است که با زندگی عروسانه سایه آشنا شوید. همان سایه که روز عروسی اش با ماتیاس را به آرایشگاه اینترنتی کلون سپرده بود...

عروس، آرایشگر عروس، پکیج عروس، شب رویاییعروس، آرایشگر عروس، پکیج عروس، بهشت، شب رویایی

از عقد در سوئیس تا رویای باغ کودکی ها

تمام سال های قبل را که در سوئیس مشغول درس خواندن بود و فرصت سر خاراندن نداشت، دلش قنج می زد برای اینکه بین تعطیلات تابستان با اولین پرواز خودش را برساند تهران. تهران که می رسید هم هنوز یکی دو روز بیشتر نگذشته بود، بابا را قلقلک می داد که: «بریم باغ لواسون؟!». سایه همیشه و همه جا از این باغ به عنوان بهشت کودکی هایش حرف زده بود. از تک تک درخت هایش خاطره داشت. از تک تک سنگ و موزاییک هایی که کنار هم چیده شده بود و یک راه باریک از دم در ورودی تا ساختمان بزرگ وسط باغ ساخته بود. عروس، آرایشگر عروس، شب رویاییبرای همین هم وقتی ماتیاس برای اولین بار گفته بود که خیلی دوست دارد یک عروسی ایرانی هم داشته باشند، اولین چیزی که به ذهن سایه رسیده بود، قدم زدن با یک دامن پف کرده سفید روی همان راه سنگی به سمت همان خانه رویایی بود... بعد خنده اش را که حالا قهقهه شده بود کمی قورت داده بود و گفته بود: « باغِ بچگی هام... بهترین جا برای یه عروسی فوق العاده است... صبر کن الان به بابا زنگ می زنم...».

تهران برای جشن حاضر شد

وسایلش را به مرتب ترین شکل ممکن چیده بود توی چمدان. لباس عروسی که یکی از بهتری مزون های زوریخ برایش دوخته بود، در جعبه ماهوت گذاشته بو د و راهی فرودگاه شده بودند: سایه، ماتیاس، مادر ماتیاس و برادرش. توی راه از سنت های مختلف ایرانی ها برای مادر ماتیاس حرف زده بود. برایش از فلسفه عقد و حنابندان گفته بود و بعدتر توضیح داده بود که این ها سنت های کهنه ای هستند و حالا همه به آنها پایبند نیستند. 

 

از خوراکی های عروسی حرف زده بود، از این که هر شهر و قومی برای خودشان رسم های مختلف دارند و از اینکه حالا مادرش چه قدر هیجان دارد! چون همیشه برای عروسی همه دخترهای فامیل از سلیقه او برای چیدن سفره عقد استفاده می کردند و حالا که عروسی دختر خودش باشد: «حال مادرم دیدنی است». آن وقت کمربندها بسته شده بود، هواپیما خیز برداشته بود به سمت جانِ ایران و نشسته بود در فرودگاه. کمی بعد از پشت شیشه ها سایه بابا را دیده بود که با چشم هایی پر از خنده منتظر مسافرهایش ایستاده...

یک هفته رویایی تا جشن سایه و ماتیاس

سایه صبح از خواب بیدار شده بود و صدای همهمه از توی باغ شنیده بود. از پشت پنجره چشمش افتاده بود به میز صبحانه که زیر نور آفتاب بیشتر دلبری می کرد. آن طرف تر مادرش را دیده بود که با چند نفر مشغول حرف زدن شده و دارد برایشان توضیح می دهد که سفره عقد را دقیقا کجای باغ بچینند: «درست زیر همین درخت بید صندلی عروس و داماد رو بذارید... یه جوری که انگار این بید مجنون بچه ها رو بغل کرده...». سایه همان جا پشت پنجره یادش آمده بود تابستان های کودکی را که پدر به همین بید مجنون برایش تاب می بست. بعد خودش را رسانده بود به میز صبحانه و مادر وقت ریختن قهوه از قوری به فنجانش گفته بود: « یه دوش کوچیک بگیر امروز نوبت دوم ماساژ جوانسازی صورتته... تا یک ساعت دیگه آرایشگر کلون می رسه.... فردا صبح هم مانیکور پدیکور داری...».

 

روز عروسی با شور و شوق از راه رسید

باغ و درخت هایش از صبح خودشان را آماده کرده اند برای جشن آخر شب. بیدها و سروها به برگ هایشان دستور داده اند که سرحال تر بایستند و یاس های رازقی بوی خوششان را در نسیم کنار استخر پخش می کنند. آرایشگرهای کلون از راه رسیده اند و همگی در اتاق بزرگی که مادر سایه برای امروز مرتب کرده مشغول رسیدگی به سایه و همراهانش هستند. صدای سشووار می پیچد توی اتاق و سایه از توی آینه به لنز دوربین عکاس خنده تحویل می دهد. آن طرف تر صبا و روشا هم دارند آماده می شوند. قرار است ساقدوش ها شبیه به هم آرایش شوند و لباس های صورتی یک شکل بپوشند. همان لباس هایی که سایه خودش انتخاب کرده. لباس عروسی هم که توی جعبه ماهوت نشسته بود، حالا کنار اتاق در جان یک چوب لباسی مانکن شکل فرو رفته و سایه همین که فرصت می کند، از گوشه چشم لباسش را دید می زند. بابا که دلش قنج رفته از این همه هیجان بین کارهای روزِ آخر، هر وقت فرصت می کند، خودش را به اتاق سایه می رساند و با چشم هایش این دل قنج رفته را به روی سایه می آورد. مادر سایه و مادر ماتیاس هم، یک سمت دیگر اتاق نشسته اند و به عنوان همراهان عروس میکاپ می شوند. از ماتیاس اما خبری نیست! زوریخی ها از صبح تا لحظه عقد نباید عروسشان را ببینند. حالا ماتیاس نیست ولی از پشت این درهای بسته صدای تاپ تاپ قلبش را می شود شنید. سایه از زیر دست آرایشگر به مادر می گوید: «... ولی فکر کنم امشب خیلی خسته بشم...». مادر سرش را بلند می کند، خودش را در آینه نگاه می کند و با لبخند می گوید: «نترس... کلون فردا بهت ماساژ ریلکسی هدیه داده...». بعد همه با هم قهقهه می زنند و همین که با چشم های گرد مادر ماتیاس روبه رو می شوند، سایه یادش می آید که باید داستان را برای او هم ترجمه کند.

 

شب است. مهمان ها از راه رسیده اند. ورودی خانه در باغ، نورش را از هزار و سیصد و شصت و چند شمعی گرفته که بابا به خاطر سال تولد دخترش کنارۀ پله های عمارت چیده است. سایه بابا را صدا می کند تا با هم از پله ها پایین بیایند و به ماتیاس که کنار سفره عقد ایستاده برسند. همین که بابا به سایه  می رسد و می آیند که راه بیافتند، آرایشگر همراه به سایه می گوید: «صبر کن بذار یک کم رژ لبت رو تجدید کنم...». کمی بعد صدای موسیقی می پیچد در فضا و درِ چوبی خانه باز می شود. سایه دستش را در دست پدر فشار می دهد و باهم پله ها را یکی یکی پایین می آیند. ساقدوشها دنباله لباس سایه را کمی بلند می کنند که روی زمین کشیده نشود و لبخند گرم ایرانی تمام صورت سوئیسی ماتیاس را برمی دارد.

پسندیدم 10

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

کاش نقاشی این مقاله هم مثل بقیه می کشیدید، این اصلا با باقی یک دست نیست.

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

سپاس از نظر شما، جهت تنوع در طراحی از سبک دیگری استفاده شده است. خوشحالیم که نقاشی ها و طرح های ارائه شده مورد پسند شما است.

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

کاربر عزیز، مطلب شما به صورت فینگیلیش نوشته شده بود و به فارسی تغییر یافت.

کاربر مهمان پسندیدم 2 | پاسخ

از شبی که شروع کردم به خوندنتون می ترسیدم یه روز تموم بشه مقاله هاتون. تموم شد و من دیشب قصه نداشتم که بخوانم. خیلی دلم تنگ می شود.

مدیریت وب سایت پسندیدم 2

دوست خوبم سلام. چه پیام دلنشینی! در حال حاضر مشغول تصویرسازی واقعی برای قصه ها هستیم. عکس های جدید ما رو دیدید؟! به زودی با قصه های تازه در خدمت شما هستیم.

کاربر مهمان پسندیدم 2 | پاسخ

عااااااااالی بو

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

عالی شما هستی دوست خوبم

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

ایشاالا عروسی دوستان کلونی😂😂😂

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

ما خودمون هم به شدت منتظر عروسی دوست های مجرد کلونی هستیم. با ذوق، امید و شادی...

کاربر مهمان پسندیدم 2 | پاسخ

چقدر جالب که میتونم بدون هیچ استرسی تمام ‌احساساتمو بیرون بریزم تو عروسیم!!

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

آره واقعا. اون هایی که تجربه عروسی با آرایشگاه اینترنتی کلون رو دارند، دقیقا همین رو می گن.

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

جه خوب قيمتهاهم بسيار مناسبة ممنون از سرويسهاي شما

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

خوشحالیم که رضایت دارید دوست خوبم

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

خیلی راحته که عروس اون روز از خونه بیرون نره

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

بله، آرامش در روز عروسی بسیار لذت بخشه.

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

چه عالی👌👌👌

کاربر مهمان پسندیدم 2 | پاسخ

بسيار عالي و رويايي

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

تخصص کلون تبدیل رویاهای شما به واقعیت هاست.

کاربر مهمان پسندیدم 2 | پاسخ

بسیار عالی بود با آرزوی موفقیت روز افزون در تمامی مراحل مختلف کار و زندگی

مدیریت وب سایت پسندیدم 0

خیلی ممنون از نظر شما

کاربر مهمان پسندیدم 2 | پاسخ

بهترین اتفاق برای روز عروسی این هست که عروس بدون داشتن استرس توی خونه آماده بشود که این امر با بودن آرایشگاه اینترنتی کلون امکان پذیر شده است

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

ما خیلی به این مساله فکر کردیم. به این که دوست داشتیم روز عروسی ما چه اتفاقی بیافته و نیافتاد. به این که چه اتفاق هایی بهتره بیافته، برای همینه که عروسی با کلون همچین احساسی رو به شما می ده دوست نازنینم.

کاربر مهمان پسندیدم 2 | پاسخ

من خيلي دلم مي خواست براي عروسيم ارايشگر بياد خونه اما اون روزا كلون ي وجود نداشت

مدیریت وب سایت پسندیدم 2

برای سالگرد ازدواج در خدمتتونیم دوست عزیزم

کاربر مهمان پسندیدم 2 | پاسخ

شب زيبايست شب عروسى

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

خیلی زیبا... خیلی.

کاربر مهمان پسندیدم 2 | پاسخ

بسيار عالي

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

عالی شما هستی دوست خوبم

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

خوش بحال سایه با ارایشگرهای کلونی اش 👍😉

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

می تونه خوش به حال شما هم بشه عزیزم. در خدمتتون هستیم.

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

کلون و عروسی چه ترکیب خوبی

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

به این ترکیب دوست عزیزی مثل شما هم که اضافه می شه دیگه همه چیز عالیه

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

آیا آرایشگرهای شما محلی دارند که عروس و همراهان به مکان شما بیان؟

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

دوست خوبم کلون آرایشگاه را به خانه شما می آورد.

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

هر کاری رسمی داره و رسومی. کلونی ها اینو خوب میدونن

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

رسم و رسوم همه کارها رو شاید ندونیم ولی با رسم روسم کارهای آرایشی و ماساژ و عروسی کاملا آشناییم دوست نازنینم

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

دستتون درد نكنه.كلون فكر همه جارو كرده

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

خواهش می کنم. در خدمت شما هستیم عزیزم.

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

همه چي عالي مخصوصا ارايشكران كلون

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

عالی شما هستی دوست خوبم

کاربر مهمان پسندیدم 1 | پاسخ

با آرزوی موفقیت برای کلون

مدیریت وب سایت پسندیدم 1

در کنار دوستای گلی مثل شما

منو خانه وارد شوید ثبت نام